على محمدى خراسانى
40
شرح رسائل (فارسى)
اوّلا همانطورىكه سابقا ذكر شد متبادر به ذهن از هلاكت ، هلاكت اخروى و عقوبت است نه ضررهاى دنيوى . و ثانيا برفرض كه هلاكت در آيه تعميم داشته و شامل ضرر دنيوى هم بشود باز مدّعاى شما را ثابت نمىكند كه دفع ضرر محتمل دنيوى هم لازم است زيراكه در تماميت بيان هر امر معتبر است يكى احراز صغرى كه ارتكاب فلان مايع سبب القاء در هلاكت است و ديگرى احراز كبرى كه القاء در هر هلاكتى هم حرام است و در ما نحن فيه احراز صغرى نشده چون شايد ضرر باشد و شايد نباشد پس شمول خطاب مشكوك است . آرى در موارد علم تفصيلى و يا لا اقلّ علم اجمالى اين استدلال مىآيد و يا خيلى كه ترقى كنيم مىگوئيم : ظن هم قائممقام علم است پس ظن به هلاكت همچنين است و لكن احتمال را ديگر شامل نيست . بعد جناب شيخ شواهدى مىآورند كه هركجا ظن به ضرر داشتيم دفع آن لازم است و ارتكاب حرام است نه صرف احتمال و شك در ضرر : 1 - فقهاء در باب مسافر تصريح كردهاند به اينكه : رفتن از راهى كه ظن به هلاكت در آن باشد معصيت بوده و موجب قصر نماز است نه رفتن راهى كه صرفا انسان احتمال خطر مىدهد . 2 - در باب تيمم فتوا دادهاند كه اگر انسان ظن به ضرر در استعمال آب دارد نوبت به تيمم مىرسد و به مجرّد احتمال ضرر مجوزى براى تيمم ندارد . 3 - در باب افطار ماه رمضان فتوا دادهاند به اينكه اگر مظنه دارد به اينكه روزه براى او ضرر دارد بايد افطار كند و گرنه به صرف احتمال حق ندارد افطار كند . تبصره : آرى گروه قليلى از متاخر المتأخرين فتوا دادهاند به اينكه اگر